الشيخ حسين المظاهري
174
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
نكداً ) 10 و سرزمين خوب ، گياه آن به فرمان پروردگارش مى رويد ، و زمين بد ، جز اندك گياهى از آن پديد نمى آيد و در جاى ديگر ، سيره و صفات نهفته در نفس را ، همانند درخت مىداند و مى فرمايد : ( الم تركيف ضرب الله مثلًاكلمهً طيّبهًكشجرهٍ طيّبهٍاصلها ثابت و فرعها في السّماء . تؤتي اكُلها كلّ حين باذن ربّها . . . و مثل كلمهٍخبيثهٍ كشجرهٍ خبيثه اجتثّت من فوق الارض ما لها من قرار . ) آيا نديده اى كه خدا چگونه مثل زد ؟ سخن پاك ، چون درختى پاك است كه ريشه اش در زمين استوار و شاخه هايش در آسمان است . . . به فرمان خدا هر زمان ميوهء خود را مىدهد و مَثَلِ سخن ناپاك ، چون درختى ناپاك است كه ريشه در زمين ندارد و بر پا نتواند ماند . قرآن با بيان داستانى از پيشينيان ، ثابت كرده است كه تهذيب و تخلّق به اخلاق الهى ، از اوجب واجبات است ، براى نمونه در سورهء شمس پس از اين همه تأكيد و سوگند ، مى فرمايد : ( قد افلح من زكّيها و قد خاب من دسّيها ، كذّبت ثمود بطعويها . ) هر كه نفس خود را پاك كرد ، رستگار شد و هر كه آن را آلود ، زيان برد ، قوم ثمود از روى سركشى تكذيب كردند . قرْآن تأكيد مىكند كه ثمود با وجود آن معجزهء آشكار ، به دليل برخوردارى از رذيلتِ سركشى حاكم بر آنها ، به تكذيب پيامبر روى آوردند . شگفتا ، آيا شدنى است ، عاقلى شترى را با بچّهءآن ، كه از دل كوه بيرون آمده ، بكشد ؟ ! و آيا شدنى است ، خردمندى ، تهديد كسى را كه چنين معجزه اى دارد ، ناديده بگيرد ؟ ! و آيا امكان دارد عاقلى از پايان كار پليد خود نهراسد ؟ !